preloader
Edit

درباره ما

دکتر مهدیه اسدی مقدم دارای مدرک دکتری روانشناسی ، یکی از بهترین مشاوران روانشناسی در زمینه های متنوع روانشناسی به خصوص مشاوره روانشناسی ازدواج،مشاوره روانشناسی کودک و  مشاوره تحصیلی فعالیت می نمایند.

راه های تماس

باورهای نامعقول خودتان را با جدیت زیر سوال ببرید.

  • Home
  • -
  • روانشناسی شخصیت
  • -
  • باورهای نامعقول خودتان را با جدیت زیر سوال ببرید.
 باورهای نامعقول خودتان را با جدیت زیر سوال ببرید.

دکتر اسدی در این مقاله توضیح می‌دهد که چگونه باورهای نامعقول خودتان را پیدا کنید و به طور جدی آن‌ها را زیر سوال ببرید. فقط دانستن آن‌ها کافی نیست همانطور که دانستن قواعد رانندگی باعث نمی‌شوند که شما بتوانید راننده خوبی شوید. دکتر اسدی می‌گویند تعداد زیادی از افراد هستند که باورهای نامعقول خودشان را می‌دانند ولی نمی‌توانند آن‌ها زیر سوال ببرند. بهتر است به طور کامل بپذیرید که به وسیله بایدهای نامعقولتان باعث ناراحتی خودتان می‌شوید. قبول صرف بایدها باعث از بین رفتن آن‌ها نمی‌شوند، بهتر است با زیر سوال بردن این بایدها به جنگ آن‌ها بروید. وقتی نامعقول عمل می‌کنید، برای خودتان دلیل و توجیه می‌آورید و واقعیت را نمی‌پذیرید.
برای مثال وقتی می‌گویید مردم باید منصفانه با من رفتار کنند، این سوال را از خود بپرسید که

چرا باید منصفانه رفتار کنند؟ بر چه اساسی این انتظار را دارم؟

بعد از زیر سوال بردن این باورها به پاسخ‌هایی می‌رسید مانند:
مردم حتما نباید با من منصفانه رفتار کنند، هر چند اگر منصف باشند خیلی بهتر است.

چرا باید منصفانه رفتار کنند؟

دکتر اسدی می‌گویند درمان عقلانی هیجانی نوعی خود درمانی است که در آن روی بحث کردن و متقاعدسازی تاکید می‌شود. در درمان عقلانی هیجانی، زیر سوال بردن باورهای غیرمنطقی یکی از مهم ترین راه های غلبه و فائق آمدن بر مشکلات هیجانی هستند. اگر با جدیت و قاطعانه آن‌ها را زیر سوال ببرید می‌توانید آن‌ها را به صورت علمی رد کنید و ثابت کنید که غلط هستند.
خیلی از اوقات ما حاشیه امنی برای خودمان ایجاد می‌کنیم و با توجیهاتی که مسئولیت را از ما سلب می‌کنند، زندگی را می‌گذاریم، اما اگر باورهای نامعقولتان را زیر سوال ببرید به ندرت پیامدهای منفی آن‌ها تکرار می‌شوند.
دکتر اسدی معتقد است دنبال چیزی بگردید که از آن‌ ناراحت هستید یا اخیرا از آن ناراحت بوده‌اید و باعث شده‌است رفتار نامناسبی داشته باشید. آن را یادداشت کنید.
برای مثال متوجه می‌شوید که یکی از دوستانتان پشت سر شما حرف زده است و شما عصبانی شده‌اید.
در این مثال باید به دنبال بایدها و حتماهای نامعقولتان بگردید. مثلا می‌گویید:

دوست من حق نداشت پشت سر من حرف بزند. واقعا که! چرا باید با کسی مثل او دوست باشم؟

اکنون این فکر را زیر سوال می‌بریم؟

دوست من چرا نباید پشت سر من حرف بزند؟ چرا نباید اینگونه رفتار کند؟

هیچ شواهدی وجود ندارد که چرا نباید پشت سر من حرف بزند و همین طور توضیح منطقی وجود ندارد که این عمل وحشتناکی است.
موضوع دیگری که این دکتر روانشناس تاکید می‌کنند تا به آن توجه کنید، این است که شما به خاطر احساسات منفی تان نیز خودتان را ناراحت می‌کنید.
شما خودتان را برای اضطرابتان مضطرب، به خاطر افسردگیتان افسرده و برای خشمتان گناهکار می‌دانید. وقتی خودتان را برای احساساتی مثل غمگین بودن سرزنش به ناراحتی‌هایتان اضافه می‌کنید. وقتی به روان و بدنتان متذکر می‌شوید که نباید چنین احساساتی داشته باشید به مشکلاتتان اضافه می‌کنید.
مراحل زیر می‌توانند به شما در اضافه نشدن ناراحتی به ناراحتیتان کمک کنند:
1-از خودتان بپرسید الان که خیلی مضطربم، آیا در مورد اضطرابم هم اضطراب دارم؟
2-به نشانه‌های ثانویه خود مثلا ناراحت شدن درباره اضطرابتان آگاه باشید و آن‌ها را اقرار کنید.
3-بدانید که خودتان این نشانه‌های ثانویه را ایجاد کرده‌اید؛ خودتان بابت خشمتان، ناراحتی در خودتان ایجاد کرده‌اید.
4-قبول کنید همانطور که خودتان ناراحتی‌های ثانویه را در خودتان ایجاد می‌کنید، خودتان نیز توانایی برطرف کردن آن‌ها را دارید.
وقتی این مراحل را طی کردید، حالا باید چه کار کنید؟
برای زیر سوال بردن آن‌ها این مراحل طی کنید:
1-اینگونه فرض کنید که با برخی بایدهای مطلق‌گرایانه مثل “من نباید ناراحت باشم” این احساس ناراحتی را ایجاد کرده‌اید.
2-آن‌قدر دنبال این بایدها بگردید تا بلاخره آن‌ها را پیدا کنید.
3-سپس بایدهای خود را با جدیت زیر سوال ببرید تا به یک موضع و فکر منطقی برسید، فکری که واقعا به آن اعتقاد داشته باشید.
در مورد مثالی که در بالا ذکر شد می‌توان گفت فکر معقول این است که دوست من نباید پشت سر من حرف بزند ولی اتفاقی است که افتاده است و از این پس در برخورد با او بیشتر دقت می‌کنم.

معمولا باورهای نامعقول همراه با موارد زیر هستند، به آن‌ها توجه کنید.
1-افتضاح‌سازی، وحشتناک‌سازی
مثال: اینکه او با من بد حرف زد، وحشتناک است.
2-تحمل نداشتن
مثال: تحمل انتقاد مدیرم را ندارم.
3-احساس بی ارزشی و متنفر بودن از خود
مثال: نتوانستم سیگار را ترک کنم، از خودم بدم می‌آید.
4-احساس بی لیاقتی و تحقیر خود
لیاقت رسیدن به مرتبه بالاتر شغلی را ندارم.
5-اعتقاد به همیشه، هرگز و به طور کلی
هیچ وقت نمی‌توانم مادر خوبی باشم.
6-اعتقاد به کمال، استثنایی بودن و بزرگ منشی
نمره بالا گرفتن، نشانه هوش من است.

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *