[vc_row][vc_column][vc_column_text]

معمولا در پاسخ به این پرسش که چرا کسی قدش بلندتر از کس دیگری است به تبیین و توجیه سرشت نگر و طبییعت گرا دست می زنیم. در این مطلب به روانشناسی تفاوت‌های فردی می پردازیم.

آدم های بلندقد نسبت به کوتاه قدها، ” ژن های بلندقدی ” بلندتری را از پدر و مادر خود به ارث برده اند. در روانشناسی تفاوت‌های فردی هر چند وضع سلامت و تغذیه بر رشد آدمی اثرگذار است با این حال این مفروضه که روی هم رفته و به طور کلی عوامل محیطی در بلندی قد آدمی نقش ناچیزی دارند فکر درستی به شمار می رود. اما در برابر پرسش از علت ترجیح موسیقی کلاسیک بر موسیقی رقص ، روانشناسی تفاوت‌های فردی آمادگی بیشتری داد که به تبیین ” پرورش و تربیت ” متوسل شود : ترجیح نوع موسیقی معین برخاسته از این است که شخص در خانه و مدرسه بیشتر همان نوع موسیقی را شنیده باشد ؛ و احتمال وجود ژن هایی برای پسند موسیقی امری نامحتمل است.

اما در زمینه ی استعداد موسیقی آیا ممکن است ژن ها دست اندرکار باشند؟ یا در زمینه هوش ، یا اجتماعی بودن یا جهت گزینی جنسی؟ پاسخ روانشناسی تفاوت‌های فردی در این زمینه ها، پاسخی بدیهی و روشن نیست. علاوه بر این ، کسانی که از این یا آن دیدگاه سیاسی یا خط مشی سیاسی جانبداری می کنند به پاسخ هایی با جهت گیری به جانب همان دیدگاه استناد می جویند از آنجایی که این قبیل مجادله ها به کژفهمی های دامنه دار همگانی در باب مسائل و کارهای تجربی و علمی میدان می دهد بنابراین روش ها و نحوه احتجاج و استدلال دانشمندان علوم رفتاری برای ارزیابی و سنجش عوامل ارثی و محیطی در تکوین تفاوت‌های فردی را با تفصیل بیشتری بررسی می کنیم.

وراثت‌پذیری

اینک روانشناسی تفاوت‌های فردی به پرسش “طبیعت و سرشت” می پردازد:

به طور کلی در مورد هر ویژگی ، هر درصدی از پراکنش ویژگی که مسبب آن ، تفاوت های وراثتی افراد در جمعیت معینی است به عنوان درجه ی وراثت پذیری آن ویژگی ناشی از تفاوت های وراثتی باشد ، وراثت پذیری آن ویژگی به 100% نزدیک می شود.

برای تعیین وراثت پذیری با دشواری علمی خاصی رو به رو هستیم. از نقطه نظر تجربی نمی توانیم تعیین کنیم چه مقدار از پراکنش ها تفاوت های وراثتی را رقم می زنند زیرا می باید متغیر وراثتی را ثابت نگه می داشتیم که در آن صورت باید سوژه آزمایش خود را از خاندان های وراثتی معین برمی گزیدیم.

با این همه برای تعیین وراثت پذیری می توان از شرایطی که به طور طبیعی در این زمینه فراهم می شود یعنی دوقلوهای همسان بهره جست. برای نمونه هر اندازه دوقلوهای همسان نسبت به دوقلوهای ناهمسان در ویژگی معینی مشابهت بیشتری داشته باشند، بیشتر می توان آن را حمل بر وجود مولفه ی وراثت کرد.

یکی از دشواری ها و مساله ها در استنباط نتایج حاصل از بررسی روی دوقلوها این امکان است که با دوقلوهای همسان رفتار همانندتری صورت گیرد تا با دوقلوهای ناهمسان ، و همین امر باعث و مسبب شباهت بیشتر شخصیت های آنان باشد. از لحاظ تفاوت‌های فردی زمینه های رشد برای هر یک از قلوها ، یک دوقلو وضع بسیار متفاوتی داشت. وراثت پذیری هیچ توجیهی از تاثیرات ناشی از تغییرات محیطی بر متوسط ویژگی به دست نمی دهد.

تعامل شخصیت با محیط

همبستگی سنخ ارثی با محیط. تاثیرات محیطی و ژنی در شکل بخشیدن به تفاوت‌های فردی و شخصیت آدمی از لحظه تولد در هم تنیده اند. پدر و مادر هم ژن های خود را به فرزندانشان می دهند و هم محیط خانه را ؛ و این هر دو تابع ژن های خود آنان است. در نتیجه بین ویژگی های ارثی کودک و محیطی که در آن پرورش می یابد همبستگی درونساختی وجود دارد. ممکن است بعضی پدر و مادرها عمدا محیطی را تدارک کنند که با سنخ ارثی کودک همبستگی منفی داشته باشد. نمونه اینکه پدر و مادرهای درونگرا به عمد در پی تشویق و ترغیب کودک برای شرکت در فعالیت های اجتماعی برآیند تا با درونگرایی احتمالی او مقابله کنند : “تلاش داریم بیشتر با مردم بجوشیم چون نمی خواهیم او مثل خودمان خجول بار بیاید.” ممکن است والدین کودک پرجوش و خروش هم ، فعالیت های جذاب و آرامی برای او تدارک کنند. صرف نظر از اینکه این همبستگی مثبت یا منفی باشد نکته اینجاست که سنخ ارثی و محیط کودک به صورت منابع مستقل اثرگذاری نیستند که با هم جمع بشوند و به شخصیت کودک شکل دهند .

تعامل واکنشی

تعبیر و تفسیر ،تجربه کردن واکنش آدم ها به محیط واحد متفاوت است. تجربه و واکنش کودک مضطرب و حساس در برابر پدر و مادر خشن و سخت گیر ، با تجربه و واکنش کودک آرام و انعطاف پذیر متفاوت است ؛ صدای تند و تحکم آمیزی که کودک حساس را به گریه می اندازد ممکن است تاثیری بر خواهرش نداشته باشد.

ممکن است کودک برونگرا با مردم و رویدادها به راحتی مواجه شود حال آنکه برادر درونگرای او از آن ها پرهیز کند. کودک پرهوش نسبت به کودک کم هوش چیزهای بیشتری از مطالبی که برایش بخوانند دستگیرش می شود به عبارت دیگر شخصیت کودک از محیط عینی خودش محیط روانشناختی معینی استنباط می کند و همین محیط ذهنی است که رشد شخصیت را رقم میزند. حتی اگر والدین برای همه ی فرزندان خود محیط واحدی تدارک ببینند – معمولا نمی بینند – باز هم این محیط از لحاظ روانشناسی تفاوت‌های فردی برای همه ی فرزندان همسان و همانند نیست.

اندازه‌گیری تفاوت‌های فردی

بسیاری از جوامع صنعتی و روانشناسی تفاوت‌های فردی به اندازه گیری های عینی از تفاوت‌های فردی به ویژه در زمینه‌های شناخت یا هوش اتکا فراوان  می کنند. کودکان دبستانی را غالبا بر پایه ی  عملکردشان در این قبیل آزمون ها، در گروه ها و برنامه های آموزشی گوناگون قرار می دهند. در بسیاری از کالج ها و در غالب دوره های حرفه آموزی و دوره های پس از کارشناسی ، آزمون های روانشناسی تفاوت‌های فردی  در رابطه با استعداد یا توانش ها بخشی از فرایند پذیرش شخص به این قبیل دوره های آموزشی را تشکیل می دهد. علاوه بر اینها بسیاری از موسسات صنعتی و سازمان های دولتی ، متقاضیان شغل و ارتقاء شغلی را بر اساس نتایج آزمون های روانشناسی تفاوت‌های فردی  انتخاب می کنند و به کار می گمارند.

آزمون های ارزیابی علایق و استعدادها و صفات شخصیت نیز رواج دارد. مشاوران نیز به کمک اطلاعات فراتر از عملکرد درسی دانش آموزان ، توصیه های جامع تری ارائه می دهند. در کار گزینش متقاضیان موقعیت های شغلی حساس و عالی رتبه . غالبا در اطلاعات مربوط به اسلوب تعاملی ، میزان تحمل فشار روانی و نظایر آن توجه می شود. تصمیم درباره موثرترین تدابیر درمانی برای مردمان گرفتار اختلال عاطفی و روانی یا بزهکار نیز مستلزم ارزیابی عینی تفاوت‍های فردی است.[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]