preloader
Edit

درباره ما

دکتر مهدیه اسدی مقدم دارای مدرک دکتری روانشناسی ، یکی از بهترین مشاوران روانشناسی در زمینه های متنوع روانشناسی به خصوص مشاوره روانشناسی ازدواج،مشاوره روانشناسی کودک و  مشاوره تحصیلی فعالیت می نمایند.

راه های تماس

چگونه از احساسات مناسب و نامناسبمان آگاه شویم؟

  • Home
  • -
  • روانشناسی شناختی
  • -
  • چگونه از احساسات مناسب و نامناسبمان آگاه شویم؟
 چگونه از احساسات مناسب و نامناسبمان آگاه شویم؟

چگونه از احساسات مناسب و نامناسبمان آگاه شویم؟

مشاور روانشناس در این مقاله به معرفی چند بینش از منظر رویکرد عقلانی- هیجانی که یکی از رویکردهای بسیار مشهور و کارآمد در حوزه روانشناسی است، می پردازد. این رویکرد به ما کمک می کند تا بتوانیم احساسات منفی و ناراحت کننده را مهار کنیم. لغت بینش که معمولا در روانشناسی استفاده می شود مترادف آگاهی است. برای اینکه بتوانیم از ناراحتی‌ها رهایی یابیم، آگاهی یافتن شرط اساسی است.
هرچقدر که به افکار، احساسات و رفتارهای ناراحت کننده خودتان دقیق شوید و آگاهی کسب کنید، احتمال اینکه آن ها را کنار بگذارید بیشتر می شود. مشاور روانشناس سوال می کند:

چطور می توانیم از احساسات آگاه شویم و بفهمیم که چقدر مناسب هستند؟

در گام اول باید از خود بپرسید که من چه احساسی دارم؟ البته بعضی مواقع ممکن است در حالت دفاعی فرو روید و انکار کنید که ناراحت، مضطرب، ترسان و عصبانی هستید، چون از پذیرش این احساسات که در ذهن خیلی از ما نادرست هستند، شرمنده می شویم.
مشاور روانشناس توضیح می دهد گام بعدی این است هیجانات منفی شما چقدر مناسب هستند؟ وقتی راه رسیدن به اهداف و تمایلاتتان مسدود می شود، احساسات مناسب و نامناسبی در شما ایجاد می شوند. در درمان عقلانی- هیجانی احساسات شدیدی مثل غم، اضطراب و نگرانی،احساسات سالمی هستند زیرا به شما کمک می کنند که نارضایتی خود را از وقایعی که برای شما ناخوشایند هستند، بروز دهید و برای اصلاح آن ها تلاش کنید.
مشاورروانشناس می گوید از طرف دیگر احساساتی مثل افسردگی، اضطراب مزمن و …. تقریبا همیشه مضر می باشند چون محصول دستورات غیر واقع بینانه ای هستند که به شما این پیام را می دهند که نباید هیچ اتفاقی بر خلاف میلتان اتفاق بیفتد و همین باعث می شود که شما تلاش کافی برای تغییر را کنار بگذارید. مشاور روانشناس توضیح می دهد که چگونه می توانید احساساتتان را ارزیابی کنید و ببینید چقدر برایتان خوشایند هستند، آیا واقعا آنها را می خواهید؟ نتایج خوب و بد این

احساسات برای شما چه هستند؟

مثلا وقتی کسی را که دوست دارید ترکتان می کند و شما احساس یاس و ناامیدی می کنید، سعی خواهید کرد بفهمید که چرا رهایتان کرده است، تلاش می کنید دوباره نظر او را جلب کنید یا گزینه مناسب تری پیدا می کنید، ولی وقتی شدت عصبانیتتان زیاد باشد، از او متنفر می شوید، ممکن است افسرده یا منزوی شوید. پس مشاوره روانشناس نتیجه می گیرد احساس یاس و ناامیدی معمولا احساس های مناسبی هستند و به شما کمک می کنند وقایع ناخوشایند را تحمل کنید و به دنبال اصلاح شرایط بروید، در حالیکه وحشت، افسردگی احساسات نامناسبی هستند و جلوی کنار آمدن شما با مشکلات و بهبود یافتن زندگیتان را می گیرند.

چگونه از احساسات مناسب و نامناسبمان آگاه شویم؟ مشاور روانشناس می پرسد: آیا اضطراب یا عصبانیت خفیف و متوسط نیز جلوی مبارزه شما با مشکلات زندگی را می گیرند؟ آیا آن ها نیز بی فایده هستند؟ نه کاملا!
تقریبا همه احساسات منفی گاهی مفید هستند، ترس باعث می شود از شرایطی که جانتان را به خطر می اندازد فرار کنید، برای مثال وقتی که جایی آتش گرفته است شما برای نجات جان خودتان فرار می کنید. خشم نیز به شما کمک می کند تا وقتی کسی به ناحق، حقتان را پایمال می کند، از خودتان دفاع کنید. ولی در خیلی از موارد ترس زیاد فکر را فلج می کند و شما را پریشان می کند. خشم شدید هم باعث می شود از کوره در بروید و مبارزه ای گاها بی سرانجام شروع کنید. درحالیکه می توانید انتخاب های بهتری داشته باشید. مشاور روانشناس می گوید همیشه امکان پذیر نیست که احساسات مناسب و نامناسب را از هم جدا کنیم زیرا هیجانات شما به ندرت خالص هستند و معمولا احساسات مناسب و نامناسب همراه هم هستند.
مشاور روانشناس می گوید این فکرکه همیشه باید به خواسته هایمان برسیم، نامتعارف و خود مخرب است چون دنیا در مقابل خواسته هایی که ما داریم، به ما بدهکار نیست.
وقتی احساس خوب یا نامناسبی دارید   ، فهرستی از اشکالات این احساس ها تهیه کنید. به موارد زیر توجه کنید
– فرض غیر واقع بینانه این که عملکردتان همیشه خوب است.
– برخورد خودخواهانه، متکبرانه و ناخوشایند با دیگران.
– مضطرب بودن بخاطر اینکه تحسین کنندگانتان از شما ناامید شوند.
– ادامه یافتن این اعتقاد که عملکردتان باید خوب باشد و در غیر این صورت اوضاع وحشتناک خواهد شد.
– غرق خود شدن و عدم درک و همدلی دیگران و در نتیجه تیره و تار شدن روابط اجتماعی
– به خطر افتادن سلامت روانی و جسمیتان به دلیل تلاش بیش از حد برای خوب عمل کردن.
مشاور روانشناس می گوید از خودتان بپرسید آیا احساسات مثبت و منفی اشکالاتی از این نوع را ندارند، اگر دارند، بار دیگر باید دنبال دستورات و قوانینی بگردید که با آن ها احساسات خودمخرب را ایجاد می کنید و آن ها را زیر سوال ببرید و کنار بگذارید.
مشاور روانشناس بینش بعدی را اینگونه معرفی می کند که سرنوشت هیجانیتان در دست خودتان است، نه به طور تمام و کمال، تاحدودی!
خودتان تا حدودی دفعات و شدت ناراحتیتان را انتخاب می کنید، بنابراین قدرت کنترل کردن و تغییر آن ها را نیز دارید. به شرط آنکه این بینش را بپذیرید و زیاد از آن استفاده کنید. مشاور روانشناس ABC های مشهور درمان عقلانی هیجانی را مطرح می کند. حرف A رویداد های فعال کننده است یعنی رویدادی که معمولا جلوی هدف ها، امیال یا سلایق شما را می گیرند. برای مثال شما در رابطه ی عاطفیتان شکست می خورید. این شکست رویداد فعال کننده است. C پیامد رویدادهای فعال کننده است. مثلا پس از شکست در رابطه ی عاطفی به اعتیاد روی می آورید، اگرچه رویدادهای فعال کننده (شکست یا طرد شدن که راه هدف هایتان را مسدود کرده اند) به احساس افسردگی شما کمک می کنند ولی علت واقعی نیستند چون افراد مختلف به شکست در رابطه عاطفی عکس العمل های متفاوتی نشان می دهند. آیا همه به یک اندازه احساس افسردگی پیدا می کنند؟ عده ای احساس ناراحتی می کنند ولی به اعتیاد روی نمی آورند و افسردگی شدید نمی گیرند. در نتیجه رویدادهای فعال کننده (A) به طور مستقیم موجب پیامدهای ناخوشایند (C) نمی شوند، هر چند به بروز احساسات ناخوشایند کمک می کنند.

مشاور روانشناس سوال می‌کند:
چطور می‌توانید جلوی ناراحتی خود را بگیرید و آن را برطرف کنید؟

با بینش پیدا کردن نسبت به B ها . B ها باورهای ما هستند، اسم‌های دیگری نیز دارند؛ شناخت، افکار، عقاید، ارزش، نگرش، ایده، توقع، فلسفه و دیدگاه.
شما می‌توانید نسبت به باورهایتان آگاه یا ناآگاه و هوشیار یا ناهوشیار باشید، شما می‌توانید آن‌ها در قالب تصاویر، کلمات، نمادها، تخیلات و هر قالب دیگری بیان کنید، اگر آن‌ها را با دقت بفهمید و در جهت تغییرشان گام بردارید، توانسته‌اید آن‌ها را هوشیارانه و به طور کلامی بیان کنید.

چگونه از احساسات مناسب و نامناسبمان آگاه شویم؟

دو نوع باور اصلی در هنگام ناراحتی
1-باورهای معقول
باورهای معقول همان افکاری هستند که به شما امکان می‌دهند احساس مناسب و رفتار موثری داشته باشید و بیشتر به خواسته‌هایتان برسید و از چیزهایی که نمی‌خواهید پرهیز کنید. باورهای معقول شامل” افکار سرد” یا توصیفات آرامی هستند که از وقایع زندگیتان به عمل می‌آورید. برای مثال مدیر من امروز به من اخم کرد، احتمالا از کار من قصد انتقاد دارد. این یک فکر سرد است چون فقط عمل مدیر را توصیف می‌کند و به ارزیابی و درجه‌بندی آن نمی‌پردازد ولی اگر به دنبال افکار گرم در باورهای معقول خود بگردید، احساساتتان را بهتر می‌فهمید. برای مثال من دوست ندارم مدیرم از من انتقاد کند، از اینکه به من اخم می‌کند خوشم نمی‌آید، ای کاش خوش اخلاق‌تر شود. شما در این افکار گرم، تمایلات، خواسته‌ها و سلایق خود را بیان کنید. در این افکار به ارزیابی و درجه بندی وقایع بر مبنای هدف‌های اصلی خودتان می‌پردازید. باورهای عاقلانه گرم بر مبنای احتمال هستند نه یقین.
2-باورهای نامعقول
باورهای نامعقول شما افکاری هستند که باعث می‌شوند احساس نامناسب و رفتار غیرموثر داشته باشید. این افکار نمی‌گذارند به بیشتر خواسته‌هایتان برسید و از آنچه نمی‌خواهید پرهیز کنید.
این باورها با افکار سرد و گرم همراه هستند، ولی افکار “داغ” را نیز در بر می‌گیرند.
افکار داغ درجه‌بندی شدید وقایع هستند. این افکار دستوری و مطلق‌گرایانه هستند.
برای مثال او به من اخم کرد یعنی افتضاح است، نمی‌توانم این رفتار را تحمل کنم.

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *