preloader
Edit

درباره ما

دکتر مهدیه اسدی مقدم دارای مدرک دکتری روانشناسی ، یکی از بهترین مشاوران روانشناسی در زمینه های متنوع روانشناسی به خصوص مشاوره روانشناسی ازدواج،مشاوره روانشناسی کودک و  مشاوره تحصیلی فعالیت می نمایند.

راه های تماس

افسردگی بعد از طلاق و آسیب‌شناسی آن

  • Home
  • -
  • افسردگی
  • -
  • افسردگی بعد از طلاق و آسیب‌شناسی آن
 افسردگی بعد از طلاق و آسیب‌شناسی آن

طلاق و جدایی مهم ترین عامل از هم گسیختگی ساختار بنیادی ترین بخش جامعه یعنی خانواده است. طلاق پدیده‌ای است که عواقب و پیامدهای متفاوت اقتصادی، جسمانی، اجتماعی و روانشناختی دارد. در این مقاله به یکی از پیامدهای روانشناختی آن که افسردگی پس از طلاق است، می‌پردازیم. افسردگی جزو شایع ترین اختلال‌های روانی است.فردی که طلاق می‌گیرد، با مشکلات فردی و بین فردی زیادی مثل بی هویتی، ترس از آینده، ناامیدی، سبک زندگی سالم، عدم توانایی در مدیریت هیجان‌ها و … مواجه می‌شود. پیامدهای ناشی از طلاق بر کارکرد خانواده‌ها هم تاثیر می‌گذارد و ممکن است سایر افرادی که در خانواده حضور دارند نیز، دچار مشکلات هیجانی و رفتاری ‌شوند. در این میان محققان دریافته‌اند که خانم‌ها نسبت به طلاق آسیب پذیرتر هستند. برخی از تحقیقات نشان داده اند که افسردگی در زنان طلاق گرفته بیشتر از زنان متأهل می باشد.

چرا زنان افسردگی بعد از طلاق می‌گیرند؟

امروزه تعداد زنانی که همسران خود را بر اثر طلاق از دست داده اند و مجبورند به تنهایی مسئولیت فرزندان را بر عهده بگیرند رو به افزایش است. این زنان به دلیل فشارهای اجتماعی و اقتصادی، احساس درماندگی می نمایند و علی رغم حمایت های مالی دولتی و غیردولتی اغلب زندگی سختی دارند و ویژگی‌های منفی زندگیشان موجب عدم شادی واحساس افسردگی آنان می گردد.
بنابراین به نظر می رسد که این زنان کیفیت زندگی و خلق و خوی پایین تری را تجربه می‌کنند، چرا که کیفیت زندگی از طریق حس رضایتمندی، رسیدن به نیازها، ارتباط خوب و مناسب با سایرین، احترام به خویشتن و برخورداری از روحیه‌ای شاد توصیف می‌شود.

آسیب شناسی طلاق برای زنان

1-انزوای اجتماعی
طلاق شرایطی را ایجاد می کند که منجر به از دست دادن حمایت اجتماعی خانواده از فرد مطلقه، کاهش نفوذ اجتماعی وی و حتی گاهی تضعیف موقعیت‌ها و فرصت‌های اجتماعی فرد می‌شود. در برخی مواقع رفتار جامعه با زنان مطلقه به گونه ای است که تعریف و جایگاه مناسبی را برای آن‌ها در نظر نمی‌گیرد و نسبت به آن‌ها نگرش منفی وجود دارد.

2-کاهش فرصت‌های ازدواج
زنان مطلقه معمولاً نسبت به مردانی که متارکه نموده اند، کمتر ازدواج مجدد می کنند از جمله علل اجتماعی این وضعیت، وجود فرزندان، سن زن و عدم پذیرش مردان جهت ازدواج با زن مطلقه می‌باشد. البته این امر به علل عاطفی مانند شکست در ازدواج قبلی و عدم تمایل برای ازدواج و نیز عدم اعتماد مردان به موقعیت زنان مطلقه در زندگی زناشویی و عدم روحیه مناسب جهت آغاز زندگی جدید باز می‌گردد. در فرهنگ ایرانی زنان مطلقه برای ازدواج، از اعتبار کمتری برخوردارند و مردی که ازدواج نکرده کمتر به سراغ آن‌ها می رود و در اغلب موارد مردانی که زنان خود را از دست داده اند یا همسر خود را طلاق داده‌اند، به خواستگاری آن‌ها می آیند، در این شرایط زن مطلقه دیگر نمی تواند آزادانه حق انتخاب داشته باشد و سطح توقعات او از طرف مقابل، بسیار تنزل می یابد و بسیاری از شرایط ناگوار را به اجبار پذیرا می شود.

3-مشکلات اقتصادی
از مهم‌ترین مشکل زنان پس از طلاق مسائل اقتصادی است. این موضوع برای زنان کم سواد و فاقد مهارت به صورت حادتری جلوه می کند. واکنش اعضای خانواده نسبت به طلاق و جدایی مختلف است. در برخی موارد آنان نگرانند که فرد متارکه کننده از نظر اقتصادی مالی به آن‌ها وابسته شود. طلاق می‌تواند موقعیت اقتصادی، اجتماعی فرد مانند شغل او را تحت تاثیر قرار دهد، بسیاری از افراد مطلقه (اعم از زن و مرد) پس از طلاق شغل خود را از دست می‌دهند. از دیگر مسائل و مشکلات زنان مطلقه، تهیه مسکن و مکانی برای زندگی است.

4-ارتکاب به جرم و بزهکاری
ممکن است عدم ارضای تمایلات جنسی، مشکلات اقتصادی و تامین معاش فرد، مطلقه را به انحراف و مفاسد اخلاقی و مالی سوق دهد.

5-پیامدهای روانی
زنان پس از طلاق متحمل فشارهای روانی زیادی می‌شوند. یاس و ناامیدی آن‌ها را فرا می‌گیرد. در برابر زندگی‌ شکست خورده ای قرار دارند که روزی با هزار امید و آرزو آن را شروع کرده‌ بودند.
برخی زنان که در پیگیری طلاق خود را مقصر می دانند، قطعا در آینده با عذاب وجدان و افسردگی پس از طلاق روبرو گشته و آسیب‌های جدی‌ای را تجربه خواهند نمود که تبعات منفی زیانباری را برای ایشان به همراه خواهد آورد. ترس و تنهایی، افسردگی، سرخوردگی، انزوا، کاهش رضایت از زندگی، خودکشی، پذیرش نقش‌های چندگانه و تعدد نقش‌ها و به دوش کشیدن مشکلات تربیتی کودکان (در صورت حضانت فرزندان)، مشکلات ناشی از عدم حضانت فرزندان، دلتنگی، سردرد، برونشیت، آسم، افزایش فشارخون، بی قراری در خواب، احساس عدم سلامتی، اختلال حواس، مشکلات جنسی، پناه بردن به الکل، مواد مخدر و سیگار و نگرانی بیش از حد ازدواج بعدی ( تا آن حد که ممکن است آن‌ها را نسبت به ازدواج مجدد دلسرد کند) از عوارض فردی طلاق برای زنان است.

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *